"هدف" هميشه انگيزه يك رفتار است و ترديدي در آن نيست. اما اينكه موضوع "تقلب گسترده در انتخابات" را به عنوان عامل شروع جنبش يا هدف آن كنيم درست نيست. اين موضوع فقط يكي از عوامل است كه زماني در متن بود، اما اكنون و به دليل لجاجت هاي حاكميت به بخشي از حاشيه تبديل شده و در كنار ديگر عواملي قرار گرفته كه در زمره مطالبات اجتماعي جنبش امروزي است. البته بخشي از حاكميت به عمد اصرار دارد كه مسئله انتخابات و برخي اشخاص و نامها را به عنوان كليت اهداف و عوامل اصلي جنبش سبز به اذهان قالب كند كه البته اين يا از سر نا آگاهي و ناتواني از برداشت واقعيت هاست و يا قصد عمدي در پاك كردن صورت هزاران مسئله اي است كه در اجتماع مطرح است.
من بخشي از هدف را در جاي ديگر و بر اساس برداشت خودم چنين طرح كردم كه اميدوارم به اندازه كافي گويا باشد:
"هدف معلوم است! تعديل اين اوضاع بدون شعار و تخريب و فرافكني و بگير و ببند! پذيرش مسئوليت خطاهاي گذشته و تصحيح روش و دوري از لجاجت و انحصار طلبي مسئولين كمترين چيزي است كه ملت مي تواند از مسئول خود بخواهد. اين خواسته حداقل در گام اول به هيچوجه به معني ساختار شكني و انقلاب خواهي نيست."
به اين موارد مي توانم اضافه كنم: شفافيت و پاسخگوئي در عملكرد اجرائي و ايجاد يك ساختار غير وابسته قضائي و ايجاد راهكارهاي قانوني براي ايجاد سنديكاهاي صنفي جهت پيگيري مطالبات گروه هاي مختلف اجتماعي، رفع سياست زدگي و سياست بازي در امور اجرائي، پرهيز از انجام اقدامات خودسرانه تحريك آميز و تك محور در سطح جهاني و جايگزيني روال صحيح ديپلماتيك بر اساس منافع ملي و نهايتا جايگزيني منافع ملي به جاي منافع شخصي و جناحي در تصميم هاي كلان را مي توان ذكر نمود.
اگر يك طوفان ذهني راه بيندازيم و خارج از علائق سياسي و پيش داوري به مطالبات معوق همه جناح ها _ از جمله اصولگرايان منتقد و غير وابسته _ نظر كنيم، متوجه خواهيم شد كه مسئله "انتخابات" كسر بسيار كوچكي از بسته عظيم مطالبات معوق جامعه است. شايد بتوان بزرگ ترين هدف را همان امكان طرح مطالبات و ايجاد زمينه لازم براي امكان سنجي رفع آنها بر اساس حقوق واقعي _ نه رانتي و جناحي _ و بر اساس واقعيت ها و به تناسب امكانات موجود دانست.
بايد ياد آور شد كه اين مطالبات در همين چند ماه و حتي چند سال ايجاد نشده است. البته در اين ايام تشديد شده است. اما در واقع اين موارد حاصل 30 سال شعار گرائي و بي عملي دولت ها و عوامل و اركان مختلفي است كه هر يك به حد خود در اين وضعيت مسئولند و همينكه هر يك در همان حد مسئوليت را بپذيرند و به جاي لجاجت و فرافكني و بدتر كردن اوضاع و انداختن بار مسئوليت به گردن اين و آن و دشمن تراشي و توهم زائي ، قدم در راه اصلاح امور و بازگرداندن آب رفته به جوي بگذارند، جنبش اجتماعي ايران به دور از ساختار شكني و انقلابي گري به اهداف خود رسيده است و آن عوامل نيز بيشترين خدمت را به نظامي كرده اند كه مدعي طرفداري از آن هستند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر